تبليغاتX
درد عشق -
بسم الله الرحمن الرحیم

و اما یک رضای دیگر که عجیب  راضی به قضای الهی گشت و دست تقدیر او

 

را در ظاهر امر اسیر انسان های شیطان صفتی به نام اشرار کرد . او رفته بود

 

تا به یاد کبوتران مهاجر شهیدان دولتی مقدم در محفلی که به نام آن اولیاء خدا بود

 

حضور یابد و عطر حضور شهیدان او را مست حضور خدا کرد .

 

رضا حالی دیگر داشت ؛ انگار شهدا را می دید ، انگار حضور آنان را با چشم دلش

 

به نظاره نشسته بود . این رضا آن رضا نبود که آیینۀ جمال شهدا گشته بود .

 

خدایا !!! رضا در آن محفل عشق بازی چه نجوایی با تو داشت !؟

 

خدایا !!! رمز عاشقی رضا چه بود که قلب او آن شب مهمان حضور شهدا گشت !؟

 

رضا جان ! نمی دانم آن شب چه حالی داشتی ؟؟ کاش ما را نیز در خیل عاشقان خدا

 

بپذیرند . رضا ! برادرم  ان شاء الله همین روزها خبر آمدنت ، غم پیام اسارتت را از

 

چهره هامان بزداید و تو در حالی که لبخند بر لب داری ، به دامان محبت آنانیکه

 

سادت بودند و غم اسارت تو کمر آنها را خمید بازگردی !! ان شاء الله

 

از همۀ شما عاشقان اهل بیت در خواست دعای مخصوص جهت آزادی ایشان و دیگر

 

گروگانهایی که در دست اشرار شرور اسیر گشته اند را داریم .

 

خدایا!!! آنان را در حصار امن خویش قرار ده و سلامتشان دار . ان شاء الله

 

التماس دعا

یا علی مدد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 6:26  توسط منتظر   |